اگر طوفان بر سرت کوفت
و دلت را آزرد
مرا صدا زن
من با نفس گرم
بهار خواهم بود و پیشت خواهم آمد.
***
در تنگ روزی
به فردا امید بند
و اگر گلت پژمرد
شکوفه ای دیگر به خاک بسپار
اگر دلت گرفت
مرا صدا زن
من همچو امیدی
نغمه ای خواهم بود
و در دلت صدا خواهم کرد
***
اگر شادی خود را گم کردی
مپندار که دیگر رفتی
در حصار هر غم سعادتی پنهان است
اگر به زانو در آمدی
مگو که: دیگر بر نتوانم خاست
ویرانگری سیل را
آباد نتوانم کرد
چنین اندیشه مکن
و به پریشان خاطری،
مرا صدا زن
***
با عنادی که سر کار آمدم
پیشت خواهم آمد
و صبر خود و عناد خود را
ارزانیت خواهم کرد
شادیت،سرورت،
پرو بالت می بخشم.
***
تو را پیوسته نیرو باد
تو را پیوسته پیروزی باد!
پی نوشت:
این شعر به زبان آذری از مروارید دلبازی سروده شده. |